|
سلام
دلم گرفته احساس میکنم عشقم ازم دلخوره کاش منو ببخشه من باید درکش می کردممممممممممم عذاب وجدان گرفتم افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و ...)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند. . مثبت اندیشی 2. خواستن و درخواست مستمر نیازهای خود از خداوند 3. ایمان و باور داشتن به رسیدن درخواستها و نیازها و آرزوهای خود 4. به اطرفیان خود محبت کنید و بگویید دوستشان دارید 5. به تمامی اتفاقات روزانه که رخ میدهد دید مثبت نشان دهید 6. فراموش نکنید همه چیز در دست خداست 7. از وقت خود به خوبی استفاده کنید و برنامه ریزی داشته باشید 8. به جای نشستن در غم و اندوه به بیرون رفته و در بین مردم باشید 9. ورزش کردن را فراموش نکنید حداقل روزی 30 دقیقه 10. افکار منفی و آزار دهنده را از خود دور کنید 11. به خود افتخار کنید و خود را خارق العاده بدانید 12. به مکانهای دیدنی بروید و لذت ببرید 13. اجازه دهید برق شادی در چهره تان بدرخشد و بخندید به خصوص وقتی که نمی خواهید این کار را بکنید. 14. زود اعصبانی نشوید 15. صبور باشید و خودتان را ببخشید 16. با دوستان خود به گردش بروید و رابطه خود را روز به روز با اطرافیان بیشتر کنید 17. به طبیعت بروید زیرا طبیعت پر از انرژی مثبت میباشد 18. باورهای مثبت را در خود پرورش دهید و به آرزوهای خود فکر کنید 19. تصور کنید به آرزوهای خود رسیده اید و یا در حال رسیدن به آرزوی خود هستید 20. هرگز نا امید نشوید 21. همیشه در حال زندگی کنید و لذت بردن از زندگی و وظایف خود را به آینده نیندازید. 22. با خدای خود خلوت کنید زیرا یاد خدا آرامش بخش دلهاست 23. خدا را شکر کنید بخاطر نعمت های که به شما داده 24. از حسادت و کینه دوری کنید ( هر چه کنی به خود کنی ) 25. در حمام آواز بخوانید 26. یکی از ورزشهای پیشنهاد شده در اسلام که بسیار مفید میباشد را بیاموزید و بروید ( شنا ، تیر اندازی ، اسب سواری ) 27. به دیگران حق بدهید و خود را در شرایط آنها قرار دهید 28. با همسر خود مهربان باشید و همیشه در پی رفع نیازهای یک دیگر باشید 29. تنفس عمیق و درست داشته باشید 30. از کنترل کردن چیزهای اطراف خود دست بردارید 31. وقت خواب خود را تنظیم ( شب ساعت 10 بخوابید و ساعت 6 یا 7 صبح بیدار شوید ) 32. تغذیه مناسب داشته باشید 33. خاطرات زیبای خود را یاداشت کنید 34. خانه یا اتاق خود را نظم دهید و سعی کنید گل و گیاه در خانه خود داشته باشید 35. مجله موفقیت را هر 15 روز بگیرید و بخوانید 36. در سمینارها و گفت و گو ها شرکت کنید و فعال باشید 37. از انتقاد نترسید 38. اگر از کار کردن خود لذت نمیبرید در کار خود تغییرات ایجاد کنید 39. از دیدن فیلم اخبار تصویر و هر چیز منفی خوداری کنید 40. موسیقی های که شما را آرامش میدهد گوش دهید ( موسیقی های آرام و بی کلام بهتر میباشد ) نکات بالا را با دقت انجام دهید آرامش را از خود دور نکنید و همیشه شاد و مثبت اندیش باشید . با تغییر نگاه خود به زندگی آن روی زیبای زندگی را خواهید دید پس باید نگاه خود را به زندگی عوض کرد و همیشه ایمان داشته باشید که خواستن توانستن هست. راز موفقیت در آرامش هست . + نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:11 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
- طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.
2- "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !! 3- خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس " 4- انسانیت مهم تر از مادیات است اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد. 5- به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند ! رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود. 6- درجه ی کمال و شخصیت کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید . 7- بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید. انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ، ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که از زندگی لذت نمی بریم نه دیگران !! 8- "خنده" داروی هر "درد" است . با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید. 9- تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید. سلامتی خود را دست کم نگیرید . با رعایت این نکات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید . 10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند . هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید. 11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند ! از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید. 12- شکست را بپذیرید . هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !" 13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید . یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد". 14- از محبت به دیگران دریغ نکنید . زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید . 15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!! همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.
تفاوت مدرسه و زندگی :" در مدرسه درس می آموزید و بعد امتحان می دهید ولی در زندگی ابتدا امتحان خود را پس می دهید و از آن درس می گیرید!! + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 1:15 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
شنیدن صدای دل! حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند. صحبت میکردند. آنقدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را میشنیدند. در گوشهای دیگر دو زوج پیر روبهروی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند. در دوردست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفتوگو می کردند و حتی بعضی اوقات صدایشان آنقدر بلند و لحن صحبتشان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان میشد. بینشان کم است سر هم داد میزنند؟" اینکه حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند. هر چه دلها از هم دورتر باشد و روابط بین انسانها سردتر باشد میزان داد و فریاد آنها روی سر هم بیشتر و بلندتر است. وقتی دلها نزدیک هم باشد فقط با یک پچپچ آهسته هم میتوان هزاران جمله ناگفته را بیان کرد. درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا میکنند. اما وقتی دلها با یکدیگر یکی میشود و هر دو نفر سمت نگاهشان یکی میشود، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبتآمیز رد و بدل میشود و هیچکس هم خبردار نمیشود. درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت میبرند. هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد میزنند بدانید که دلهایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله زیادی میبینند که مجبور شدهاند به داد و فریاد متوسل شوند. - اعداد بدرد نخور را به دور بريز. اين شامل سن، وزن و قد ميشه. اجازه بده پزشکان براي اونها نگران باشند، براي همين به اونها پول ميدي ديگه.
Keep only cheerful friends Don't take guilt trips Laugh often, long and loud. Laugh until you gasp for breath The tears happen Surround yourself with what you love Cherish your health Tell the people you love that you love them, at every opportunity
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 1:6 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم
تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی
آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته
چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو
دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 3:55 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، در سخت ترین شرایط همدم تو باشد . قشنگ ترین احساس زندگی است . است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، در سخت ترین شرایط همدم تو باشد . قشنگ ترین احساس زندگی است . + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 11:26 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا)) با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم اوو!! معذرت میخوام من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همینكه برگشتم به اوخوردم وتقریبا" انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار“ قلب کوچکش شکست و رفت نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت میكنی برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی .آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی آرام ایستاده بود كه سورپرا یزت بكنه هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی در این لحظه احساس حقارت كردم اشكهایم سرازیرشدند.آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان من هم دوستت دارم دخترم گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کرد م ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن آیا میدانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار میكنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟ اما خانواده ای كه به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد. و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمیكنیم و نه خانواده مان چه سرمایه گذاری با كمي مكث جواب داد : گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس براي آينده آماده شو . ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن ، وهيچگاه به باورهايت شک نکن . زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني . پرسيدم ، آخر .... ، و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ، قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر . كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را .. بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي . موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .. داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... : هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ، آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ، شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا گرسنه نماند . مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ، مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني .. به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ، كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد : زلال باش ... ، زلال باش .... ، فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ، زلال كه باشي ، آسمان در توست . + نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388 10:51 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
سلام
خیلی خوشحالم امروز روز خوبی بود خدایا کمکم کن امروز روز خوبی بود کمکم کن ای مهربانترینم + نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388 1:10 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
اگر يادمان بود و باران گرفت نگاهي به احساس گلها كنيم
بگذار اين راه راه من باشدو اين جاده جاده ي من + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 1:55 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
می گوید دل ما تنگ است برای خودمان که دیگر نیست می گوید اگر دیدیش سلام ما را هم به او برسانید بگویید بس دلتنگ و بی قراریم اما رویی برای دیدنش نداریم آنقدر که از سنگیم می گوید اگر دیدید سلام ما را هم به او برسانید اما مپرسید که به کجا رفته است چون ما خودمان او را در پسِ کوچه به انتظار گذاشته ایم می گوید اگر آدرسی از ما خواست بگویید همچنان در پس همان کوچه ایم بگویید او از ما شتاب گرفته است بگویید برگردد که ما بی او به هیچ جا نرسیده ایم ============ ========= ========= ========= ========= ========= ===== شمیم زندگی من ! اگر روزی دلت از بی مهری روزگار به تنگ آمد ، اگر روزی قلب مهربانت را شکستند ، اگر وقتی هیچ مأمنی برای پناه بردن نیافتی ، اگر در هیچ لبخندی آرامش پیدا نکردی .... اگر دلتنگی های روزگار تو را مورد هجوم قرار داد به قلبت رجوع کن ، که آرامش و سلامت و ملجأ آرزوهای توست . به قلبت رجوع کن که بهترین همراه را در راه های پر تلاطم وجودت ، منتظر شنیدن دلتنگی های خود خواهی دید، تو فقط به سویش برو ... بگذار او با تو سخن بگوید ... تو با ذره ذره جانت به صدای مهربانش گوش بسپار... آرامش می یابی. از مصاحبت با او دلتنگی را فراموش می کنی و در آغوشش آرام می گیری . با او صحبت کن که بهترین راز دار توست با او که هرگز تو را تنها نخواهد گذاشت . به او پناه ببر که هرگز تو را سرزنش نخواهد کرد . با او باش که او همواره با توست و تو را با تمام وجود ، آنگونه که هستی خواهد پذیرفت . شمیم زندگی من ! اگر روزی دلت از بی مهری روزگار به تنگ آمد ، اگر روزی قلب مهربانت را شکستند ، اگر وقتی هیچ مأمنی برای پناه بردن نیافتی ، اگر در هیچ لبخندی آرامش پیدا نکردی .... اگر دلتنگی های روزگار تو را مورد هجوم قرار داد به قلبت رجوع کن ، که آرامش و سلامت و ملجأ آرزوهای توست . به قلبت رجوع کن که بهترین همراه را در راه های پر تلاطم وجودت ، منتظر شنیدن دلتنگی های خود خواهی دید، تو فقط به سویش برو ... بگذار او با تو سخن بگوید ... تو با ذره ذره جانت به صدای مهربانش گوش بسپار... آرامش می یابی. از مصاحبت با او دلتنگی را فراموش می کنی و در آغوشش آرام می گیری . با او صحبت کن که بهترین راز دار توست با او که هرگز تو را تنها نخواهد گذاشت . به او پناه ببر که هرگز تو را سرزنش نخواهد کرد . با او باش که او همواره با توست و تو را با تمام وجود ، آنگونه که هستی خواهد پذیرفت . + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 1:22 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388 10:25 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
لعنتیییییییییییییییی
برای آخرین بار خدا نگهدار برو - ولی خاطراتمو نگه دار برو عزیز گریه نکن دلم می گیره فقط بدون اینجا یکی برات می میره -------------- بعد تو عشق دیگه برای من حرومه برو - ولی بدون دیگه عمرم تمومه برو فقط فکر نکنی کسی ندارم هیچ موقع تنها نمی شم خدا رو دارم ------------- به تو می گم یه کلمه دوستت دارم یه عالمه برو حرفات تو گوشمه برو یادت تو دلمه توی چشام نگاه نکن دست منو رها نکن دیگه بسه گریه نکن دیگه بسه گریه نکن ------------ به تو می گم یه کلمه دوستت دارم یه عالمه برو حرفات تو گوشمه توی چشمام نگاه نکن دست منو رها نکن دیگه بسه گریه نکن دیگه بسه گریه نکن -------------- پای پنجره نشستم گاهی به گاهی-یاد اون روزها می افتم + نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 10:32 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
هرکی اومد اینجا برام دعا کنه خیلی داغونممممممممممم
وحشت میکنم از اینهمه مردمانی که ظاهر و باطنشان یکی نیست , وحشت میکنم از اینهمه گرگ نهفته در پوست میش. خداوندا به چه زبانی در گاهت را شکر گویم از این مدتی که در این دنیایت زیستم و چگونه خواهشم را اجابت میکنی تا مرا نزد خود بری؟ بر استواریت سوگند که دیگر تحمل سکوت گریه هایم را ندارم در حالی که فاصله اشکهایم تا بغض نهفته در گلویم تنها یک نفس است.خداوندا لعنت بر روزگارت که هیچ صبح سپیدی در آن ندیدم , لعنت بر روز و شبت که هر دو برایم یکرنگ است وبی معنی. چرا دانسته یا ندانسته روزگار و روز و شب را لعنت می گویم؟؟؟؟ لعنت و نفرین بر من که اینگونه عمری ماتم زده نصیبم گردید. باور کن و ایمان بیاور بر این که دل قد هزاران دریا گریستن میخواهد هر چند که بلندای استواریش قد هزاران کوه از جنس خارا است . خداوندا بغض گلویم را آنچنان می فشارد که گمان میکنم همین روزها دیگر سدی شود بر نفسهایم و سینه ام را بدرود گویند نفسهای بیزار از رفت و آمد بی هدف. بارالها , بسیار دلتنگم از آفریدگانت , و نفس گیر است ماندنم در بین آنها!! پروردگار آفرینش چگونه گویم پشیمانم از بودن , پشیمانم از هستی ناگزیرم در مرداب لاشه انسانهای به ظاهر زنده, پشیمانم بخاطر مرگ آرزوهایم در باتلاق بوی تعفن گرفته دلها, پشیمانم بخاطر اینکه گرفتن عمرم از دوش زننده زندگی بر دستان خودم نیست تا زودتر از زندگی بر گیرمشان. راستش را گویم خداوندگار تنهای من تنها " دلگیرم از تو" اینو وبلاگ یکی از دوستان دیدم خوشم اومد + نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388 5:30 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
مگر کور باشد نقاشی از كجا شروع كنم كه تو هم باشي؟ يا من؟ کاشکی " دوستت دارم" را می فهمیدی تو! + نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388 11:37 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
سلام
من اومدم امروز روز خوبی بوددددددد جایزه بردممممم تو قرعه کشی لحظه های سخته تنها ماندنم با تو یك دنیا قشنگی می شود با تو حتی خوابهای تلخ من یك بغل رویای رنگی می شود هیچ می دانی دلم این روزها بی تو دائم بی قراری می كند؟ عصر بغض آلود و خیس جمعه ها در فراقت سخت زاری می كند؟ نامه های هر شبم را خوانده ای؟ نامه ای از لحظه های انتظار از میان كوچه های تنگ دل نامه ای از باغ سیب بی بهار آسمان هم باز باریدن گرفت می نوازد چنگ باران را خدا بوی خوب خاك و عطر یاد تو می كشد تا شهر رویایت مرا كاش در این لحظه های تلخ درد شانه هایت تكیه گاه گریه بود كاش لبخند قشنگت از دلم غصه های كهنه اش را می ربود چشمهای خیس من در یك امید قلب من در آرزوی وصل توست سوخت باغ هستی ام در این خزان خوب می دانم بهاران فصل توست عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد + نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 1:38 قبل از ظهر توسط دختر یخی |
خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن خدایا هر چی به صلاحمه رو پیش بیارررررررر + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 8:0 بعد از ظهر توسط دختر یخی |
|
| |||||